back to square one

/ˌbæk tə ˌskweə ˈwʌn/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
روز از نو، روزی از نو
تحت‌اللفظی: «برگشت به خانه‌ی اول»

معنی

having to start again because an attempt failed

ناچار به شروع دوباره پس از شکست یک تلاش.

مثال‌ها

  1. 1The landlord said no to our plan for the garden, so we’re back to square one.
  2. 2When the experiment failed, the whole science project went back to square one.
  3. 3The buyer pulled out on the last day, so we’re back to square one with selling the flat.
  4. 4My laptop crashed and deleted the whole essay, so I’m back to square one.
  5. 5If the council rejects the design again, is it back to square one for the architects?

دستور زبان

معمولاً بعد از be یا go، اغلب به‌صورت it’s back to square one. خود عبارت تغییر نمی‌کند.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «موفقیت و شکست»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید