let off steam
/ˌlet ɒf ˈstiːm/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
دل خود را خالی کردن
تحتاللفظی: «بخار را بیرون دادن»
معنی
to release strong feelings or energy harmlessly
احساسات یا انرژی زیاد را بیآنکه آسیبی برساند تخلیه کردن.
مثالها
- 1The children run around the park after school to let off steam.
- 2I go swimming on Wednesdays to let off steam.
- 3He let off steam by cleaning the whole kitchen.
- 4Sometimes a long walk is the best way to let off steam.
- 5She lets off steam at the gym instead of arguing with her flatmates.
دستور زبان
فقط فعل صرف میشود و گذشتهاش با شکل ساده یکی است (lets، let، letting). steam در اینجا غیرقابلشمارش است و حرف تعریف نمیگیرد.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a weight off your mindآسودگی پس از برطرف شدن یک نگرانیtake your breath awayکسی را با زیبایی یا شگفتی حیرتزده کردنhot under the collarاز چیزی عصبانی یا شرمندهjump out of your skinاز چیزی ناگهانی بهشدت جا خوردنa face like thunderقیافهای که خشم زیادی را نشان میدهدhave a soft spot forبه کسی یا چیزی علاقهی خاصی داشتن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
