a weight off your mind
/ə ˌweɪt ɒf jə ˈmaɪnd/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
بار از دوش کسی برداشته شدن
معنی
a relief after a worry has gone
آسودگی پس از برطرف شدن یک نگرانی.
مثالها
- 1Passing the driving test was a weight off my mind.
- 2Her offer to collect the children was a weight off my mind.
- 3That is a weight off my mind — I can finally sleep properly.
- 4When the results arrived, it was such a weight off her mind.
- 5The deposit came back last week, which was a weight off their minds.
دستور زبان
گروه اسمی، معمولاً بعد از be. حرف تعریف a حفظ میشود؛ صفت ملکی با شخص جور میشود و برای بیش از یک نفر minds به کار میرود.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
