keep your chin up
/ˌkiːp jə ˈtʃɪn ʌp/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
دل قوی داشتن
تحتاللفظی: «چانه را بالا نگه داشتن»
معنی
to stay cheerful in a difficult situation
در موقعیتی سخت روحیه را حفظ کردن.
مثالها
- 1Keep your chin up, Tom — the results come out on Friday.
- 2She kept her chin up through weeks of hospital visits.
- 3He is keeping his chin up despite two rejections this month.
- 4Everyone told me to keep my chin up until the decision arrived.
- 5How do you keep your chin up when the weather is like this?
دستور زبان
بیشتر به شکل امری و برای دلگرمی دادن به کسی به کار میرود. فقط فعل صرف میشود (keeps، kept، keeping) و صفت ملکی با فاعل جور میشود.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←at the end of your tetherدر حالی که دیگر صبر یا توانی نماندهlet off steamاحساسات یا انرژی زیاد را بیآنکه آسیبی برساند تخلیه کردنa weight off your mindآسودگی پس از برطرف شدن یک نگرانیtake your breath awayکسی را با زیبایی یا شگفتی حیرتزده کردنhot under the collarاز چیزی عصبانی یا شرمندهjump out of your skinاز چیزی ناگهانی بهشدت جا خوردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
