take your breath away

/ˌteɪk jə ˈbreθ əˌweɪ/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
نفس کسی را بند آوردن

معنی

to amaze you with beauty or surprise

کسی را با زیبایی یا شگفتی حیرت‌زده کردن.

مثال‌ها

  1. 1The view from the top of the hill took my breath away.
  2. 2Her singing at the wedding took everyone’s breath away.
  3. 3The first photograph in the exhibition takes your breath away.
  4. 4That final scene took our breath away, and nobody moved for a moment.
  5. 5Walking into the old library will take your breath away.

دستور زبان

صفت ملکی شخصی را نام می‌برد که تحت تأثیر قرار گرفته و فقط فعل صرف می‌شود (takes، took، taking). away در آخر می‌آید.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید