get the sack
/ˌɡet ðə ˈsæk/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
عذر کسی را خواستن
معنی
to be dismissed from your job
از کار اخراج شدن.
مثالها
- 1Two of the warehouse staff got the sack for turning up late.
- 2If the figures don’t improve, someone in the department will get the sack.
- 3Leo was terrified of getting the sack after the missing stock was found.
- 4Tom got the sack in March, and the union is still fighting it.
- 5Do people really get the sack for posting complaints about their employer?
دستور زبان
فقط get تغییر میکند (got، getting). حرف تعریف معین the حفظ میشود؛ دلیل بعد از for میآید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «کار»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←cut cornersبه بهای افت کیفیت در وقت یا پول صرفهجویی کردنburn the midnight oilتا دیروقت شب کار کردنred tapeقوانین اداری که کارها را کند میکنندthink outside the boxبه شیوهای تازه و خلاقانه فکر کردنpass the buckمسئولیت خود را به گردن دیگری انداختنmove the goalpostsقواعد را پس از شروع کار بهناحق تغییر دادن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
