cut corners
/ˌkʌt ˈkɔːnəz/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
سرهمبندی کردن
معنی
to save time or money at the expense of quality
به بهای افت کیفیت در وقت یا پول صرفهجویی کردن.
مثالها
- 1The builders cut corners on the roof, and it leaked within a year.
- 2We cannot cut corners on safety checks, however tight the deadline is.
- 3Maria refused to cut corners, even when the client wanted it by Friday.
- 4The garage cut corners with the repair, so the noise came straight back.
- 5Why do so many firms cut corners when nobody is inspecting them?
دستور زبان
فقط cut تغییر میکند و شکل گذشته و اسم مفعول آن هم cut است. corners جمع و بدون حرف تعریف میماند؛ چیزی که آسیب میبیند بعد از on یا with میآید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «کار»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←burn the midnight oilتا دیروقت شب کار کردنred tapeقوانین اداری که کارها را کند میکنندthink outside the boxبه شیوهای تازه و خلاقانه فکر کردنpass the buckمسئولیت خود را به گردن دیگری انداختنmove the goalpostsقواعد را پس از شروع کار بهناحق تغییر دادنget your foot in the doorنخستین فرصت را در سازمان یا حرفهای به دست آوردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
