اصطلاحموضوع: کار

pull your weight

/ˌpʊl jɔː ˈweɪt/NEUTRAL · C2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد

معنی

to do your fair share of the work

سهم خود را از کار انجام دادن.

مثال‌ها

  1. 1Everyone on the stall pulls their weight, even on the quiet days.
  2. 2If one person refuses to pull their weight, the whole project slips.
  3. 3Tom’s flatmates complained that he never pulled his weight with the cleaning.
  4. 4The coach expects every player to pull their weight at training.
  5. 5Are the volunteers pulling their weight, or is Priya doing everything?

دستور زبان

هم pull و هم صفت ملکی تغییر می‌کنند: صفت ملکی با فاعل مطابقت می‌کند (my، his، their). weight مفرد و بدون حرف تعریف می‌ماند.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «کار»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید