اصطلاحموضوع: کار

snowed under

/ˌsnəʊd ˈʌndə/INFORMAL · C2
به فارسیمعادل دقیق
فرصت سر خاراندن نداشتن
تحت‌اللفظی: «زیر برف مانده»

معنی

having far too much work to deal with

گرفتار کاری بیش از حد.

مثال‌ها

  1. 1Priya is completely snowed under with marking until half term.
  2. 2We were snowed under in the run-up to the summer sale.
  3. 3The helpline staff are snowed under every January, and calls still go unanswered.
  4. 4Ben looked snowed under, so Leo offered to take half the emails.
  5. 5Are you still snowed under, or has the backlog finally gone down?

دستور زبان

بعد از be یا get می‌آید، هرگز به‌تنهایی. کاری که کسی زیر آن مانده بعد از with می‌آید.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «کار»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید