اصطلاحموضوع: بدن

twist your arm

/ˌtwɪst jər ˈɑːm/INFORMAL · B2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
تحت‌اللفظی: «دستت را پیچاندن»

معنی

to persuade someone to do something they are unwilling to do

کسی را به کاری که نمی‌خواهد راضی کردن.

مثال‌ها

  1. 1I didn’t want to go to the gym, but my sister twisted my arm.
  2. 2Another slice of cake? Well, if you twist my arm!
  3. 3Nobody wanted to organise the office party until the boss twisted Leo’s arm.
  4. 4Mum didn’t want a dog, but we twisted her arm and now she walks him every day.
  5. 5If you want Grandad to see a doctor, you’ll have to twist his arm.

دستور زبان

فعل twist تغییر شکل می‌دهد: twisted، twisting. صفت ملکی your برای نام بردن از شخصی که راضی می‌شود تغییر می‌کند: my، her، Leo’s.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «بدن»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید