a tough nut to crack
/ə ˌtʌf ˈnʌt tə ˈkræk/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
گره کور
تحتاللفظی: «گردویی سخت برای شکستن»
معنی
a problem or person that is very hard to deal with
مشکل یا آدمی که کنار آمدن با آن بسیار سخت است.
مثالها
- 1This maths puzzle is a tough nut to crack, even for my dad.
- 2The new client was a tough nut to crack, but Maria finally won his trust.
- 3After three meetings the landlord still refuses every offer; he’s a tough nut to crack.
- 4Getting Grandad to use a smartphone is a tough nut to crack; after a month he still can’t send a text.
- 5After twenty years of failed schemes, city-centre traffic is still a tough nut to crack.
دستور زبان
گروه اسمی، معمولاً بعد از be. عبارت to crack به شکل مصدر میماند. a hard nut to crack هم به کار میرود.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «مشکلات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←go pear-shapedخراب شدن و بد پیش رفتنopen a can of wormsدست زدن به کاری که دردسرهای تازهی بسیاری به بار میآوردa vicious circleوضعیتی که در آن یک مشکل مشکل دیگری میسازد که اولی را بدتر میکندface the musicپذیرفتن انتقاد یا تنبیه بهخاطر کاری که شدهrock the boatآرامش وضعیتی را به هم زدن و دردسر درست کردنthrow a spanner in the worksکاری کردن که نقشهای به نتیجه نرسد
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
