make a mountain out of a molehill
/ˌmeɪk ə ˈmaʊntən aʊt əv ə ˈməʊlhɪl/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
از کاه کوه ساختن
تحتاللفظی: «از تپهی موش کور کوه ساختن»
معنی
to treat a small difficulty as if it were serious
مشکلی کوچک را بزرگ و جدی جلوه دادن.
مثالها
- 1It’s only a small scratch on the car, so don’t make a mountain out of a molehill.
- 2Tom made a mountain out of a molehill when his parcel arrived a day late.
- 3Priya is making a mountain out of a molehill: her tutor only said the essay needed a better ending.
- 4Let’s not make a mountain out of a molehill over one missed deadline.
- 5Do you think I made a mountain out of a molehill by complaining about one cold coffee?
دستور زبان
فقط make تغییر میکند: makes، making، made. موضوع جنجال میتواند با over یا about بیاید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «مشکلات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←nip something in the budجلوی مشکلی را پیش از بزرگ شدن گرفتنa tough nut to crackمشکل یا آدمی که کنار آمدن با آن بسیار سخت استgo pear-shapedخراب شدن و بد پیش رفتنopen a can of wormsدست زدن به کاری که دردسرهای تازهی بسیاری به بار میآوردa vicious circleوضعیتی که در آن یک مشکل مشکل دیگری میسازد که اولی را بدتر میکندface the musicپذیرفتن انتقاد یا تنبیه بهخاطر کاری که شده
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
