hit the ground running
/ˌhɪt ðə ˌɡraʊnd ˈrʌnɪŋ/INFORMAL · B2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
معنی
to start a new job working well straight away
از همان آغاز کاری تازه بهخوبی کار کردن.
مثالها
- 1Aisha hit the ground running and closed three sales in her first week.
- 2We need a manager who can hit the ground running in September.
- 3The new coach hit the ground running, changing the training on day one.
- 4Nobody hits the ground running after six months away from work.
- 5Can you hit the ground running, or will you need a month of training?
دستور زبان
فقط hit تغییر میکند و شکل گذشته و اسم مفعول آن هم hit است. the ground running ثابت است.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «کار»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a safe pair of handsکسی که میتوان کاری مهم را به او سپردcarry the canتقصیر چیزی را که خراب شده به گردن گرفتنpull stringsپنهانی از نفوذ خود برای کمک به کسی استفاده کردنthe rat raceرقابت فرسایندهی زندگی کاری امروزkeep your nose to the grindstoneپیوسته و بیوقفه سخت کار کردنcall it a dayبرای امروز دست از کار کشیدن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
